حقوق اساسی
انتخابات
مهر ۸, ۱۳۹۵
مبانی حقوق بشر
ادله جامعیت دین نسبت به حقوق بشر
مهر ۸, ۱۳۹۵
نمایش همه

دین و شناخت انسان

مبانی حقوق بشر

مبانی حقوق بشر

شناخت انسان، ابعاد حیات، استعدادها و نیازهای او یکی از بنیادهای بحث از حقوق بشر در هر نظام حقوقی است. در حقوق بشر غرب، این شناخت از حوزه علوم و با روش خاص خود تلقی شده بود و باور بر این بود که خرد انسانی توان شناخت خویش را از این طرق دارا می باشد. اکنون در مقام سنجش این دیدگاه و بیان نظر گاه اسلام، ناگزیریم به پرسش های زیر پاسخ دهیم:

  1. آیا شناسایی و تعریف انسان از جمله موضوعاتی است که در زمره اهداف تشریع و نزول دین قرار دارد و در متون دینی بدان پرداخته شده است؟
  2. آیا شناخت علمی انسان در پرتو روش های کنونی و جاری، قابل سازش با دیدگاه دین است و در صورت ناسازگاری، تقدم با کدام است؟
  3. آیا منبع تعیین حقوق بشر، خرد انسانی است، یا دین و تعالیم الهی؟

پاسخ به این پرسش ها برای تعیین جایگاه حقوق بشر در اسلام و ارزیابی دیدگاه اومانیستی درباره آن راهگشا است. راهنمای ما در قضاوت نسبت به دینی و یا فرادینی بودن حقوق بشر است.

یک . قلمرو انتظارات از دین و حقوق بشر

تعالیم دینی در بردارنده اثبات حکم و یا هنجاری برای موضوعات می باشد. به عنوان نمونه میتوان به این گزاره ها اشاره کرد: خداوند وجود دارد؛ قیامت برپا می شود؛ عبادت خداوند لازم است.

بدیهی است که گزاره هایی به “دینی” موصوف می شوند که مستند به وحی باشند. از طرف دیگر، موضوعات گزاره های دینی، نسبت به همه مفاهیم عمومیت ندارد، بلکه برخی از مفاهیم نظیر مفاهیم مستحدثه وجو د دارد که به طور کلی موضوع چنین گزاره های واقع نشده اند. با توجه به این مطالب می توان گفت: منظور از قلمرو انتظارات از دین، حوزه هایی است که گزاره های دینی، مستقیم و غیر مستقیم بدان پرداخته اند و موضوع قضایای دینی قرار گرفته اند. درباره اینکه آیا شناخت انسان و حقوق بشر در محدوده دخالت دین قرار دارد یا نه، دیدگاه های مختلفی وجود دارد.

دو: نظریه فرا دینی بودن حقوق بشر

دین برای انسان آمده همچون لباسی است متناسب که تمامی نیازها و توانایی وی در آن لحاظ شده است. شناخت انسان در توان آدمی است و از طریق این شناخت می توان نیازهای بشر به دین و محدوده انتظارات وی را معین کرد. نیاز انسان به دین، دو دسته است:

  1. نیازهای که مربوط به بیرون از ساحت وجود اویند که علوم و امکانات بشری دسترسی به آن ساحت ها را ندارد.
  2. نیازهایی که بشر از طریق تجربه های بسیار خطرناک و سهمگین می تواند برای جستن راه رفع آنها دست به آزمون بزند، ولی پس از آزمون، بخت و اقبالی برای نظاره نتیجه وجود ندارد.

بنابراین انسان شناسی بر دین شناسی مقدم است. فهم ما از دین باید  منطبق بر مبانی انسان شناسی پیشینی ما باشد. هر انچه در دو حوزه یاد شده نبود، نیز داخل گوهر دین نیست. رسالت دین باب حقوق انسان، صرفاً بیان ارزش های کلی است.

سه: نظریه جامعیت دین نسبت به حقوق بشر

رسالت دین حق، بیان خطوط کلی زندگی و زیر بناهای حیات انسان، بدون در نظرگرفتن اختلاف ها است. به سخن دیگر، هدف از تشریع دین، بیان مطالبی است که دارای دو ویژگی باشد: ۱- هدایت و سعادت انسان در گرو آن مطالب باشد، به طوری که اخلال در آنها سبب نقض غرض بعثت پیامبران شود. ۲- این نیازها از طریق عادی معرفت قابل کسب نباشد.

با ویژگی اول، علوم ومعارفی که سعادت انسان در گرو آنها نیست خارج می شوند؛ علومی مانند فیزیک، شیمی و ریاضی و با ویژگی دوم، معارفی که از طرق عادی معرفت قابل اکتساب هستند، خارج می گردند؛ علومی همچون علم پزشکی و مانند آن.

حقوق بشر از جمله موضوعاتی است که واجد این دو ویژگی است، از این رو در محدوده دخالت دین می باشد و تبیین آن را باید از دین انتظار داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

پرسش و پاسخ حقوقی - گروه میزان

خدمات گروه طلوع (tmrg)

انجام تمامی امور حقوقی شرکت ها و کسب و کارها

خدمات گروه کلید (ksykg)

اپلیکیشن میزانپ - جستجوی مکانی دفاتر حقوقی

کتاب همانند یک پرنس و پرنسس باشیم!