حقوق تطبیقی دانش مطالعهٔ شباهتها و تفاوتهای نظامهای حقوقی متفاوت است. مطالعات حقوق تطبیقی یکی از موضوعات مهم و ارزشمند علم حقوق می باشد. حقوق تطبیقی به حقوقدان کمک می کند که از حقوق کشورهای مختلف آگاهی به دست آورد. از آنجائی که مطالعات حقوق تطبیقی موجب شناخت حقوقدان از نظام های حقوقی جهان می شود مهم است که این رشته از حقوق بطور گسترده مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
همراهان گرامی، در این راستا گروه میزان بر آن شد، مجموعهای باعنوان حقوق تطبیقی را ارائه دهد که راهنمای شما در این زمینه باشد. تا پایان این مجموعه با ما همراه باشید.
منظور از حقوق تطبیقی عبارت از مطالعه حقوق دو یا چند کشور و تعیین وجوه افتراق و وجوه اشتراک آنها است. ضمناً باید تشخیص داده شود که آیا وجوه افتراق اصلی و عمقی بوده یا سطحی و جزئی می باشد. حال اگر اختلاف ناشی از عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی عمیق باشد در چنین صورتی نتیجه مطالعه تطبیقی قابل اعمال نخواهد بود. به طور مثال: کشور فقیر فوراً نمی تواند راه حل اقتصادی مملکت غنی را در امور داخلی خود به مورد اجرا گذارد.
این سوال مطرح شده که آیا حقوق تطبیقی علم است یا فقط روشی(متد) برای مطالعه می باشد؟
بعضی از حقوقدانان (از جمله مارک آنسل) معتقدند که حقوق تطبیقی علم است زیرا نه تنها دارای متخصص می باشد بلکه نهادهای حقوقی را که یک نوع جغرافیای حقوقی است مورد مطالعه قرار میدهد. ضمناً نتیجه حاصل از مطالعه منظم حقوق تطبیقی، متفاوت با مطالعه حقوق داخلی یک کشور می باشد.
عده دیگری مانند کوتریچ و داوید، حقوق تطبیقی را روشی برای مطالعه می دانند و استدلال می کنند که چون حقوق تطبیقی، مانند فلسفه، موضوع خاصی ندارد لذا علم نمی باشد و برای مطالعه، صرفاً روشی بیش نیست.
به نظر می رسد که حقوق تطبیقی روشی است برای مطالعه حقوق دو یا چند کشور و تعیین وجوه افتراق و اشتراک آنها ولی استفاده از روش مزبور بدون علم و آگاهی از نظام های حقوقی کشورهای مختلف مشکل خواهد بود.