حقوق تطبیقی
دادگاه های اختصاصی کشور فرانسه
آبان ۲۹, ۱۳۹۵
حقوق جزا و جرم شناسی
موانع قصاص
آبان ۲۹, ۱۳۹۵
نمایش همه

قصاص عضو (شرایط)

حقوق جزا و جرم شناسی

حقوق جزا و جرم شناسی

ماده ۳۹۳ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- در قصاص عضو،علاوه بر شرایط عمومی قصاص (مثل انتفای ابوت، تساوی در دین، تسوی در عقل و…) شرایط زیر با تفصیلی که در این قانون بیان می شود نیز باید رعایت شوند:

الف- محل عضو مورد قصاص، با مورد جنایت یکی باشد.

ب- قصاص با مقدار جنایت، مساوی باشد.

پ- خوف تلف مرتکب یا صدمه بر عضو دیگر نباشد.

ت- قصاص عضو سالم، در مقابل عضو ناسالم نباشد.

ث- قصاص عضو اصلی، در مقابل عضو غیر اصلی نباشد.

ج- قصاص عضو کامل در مقابل عضو ناقص نباشد.

ماده ۳۹۴ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- رعایت تساوی مقدار طول و عرض، در قصاص جراحات لازم است. لکن اگر طول عضو مورد قصاص، کمتر از طول عضو آسیب دیده در مجنی علیه باشد، قصاص نباید به عضو دیگری سرایت کند و نسبت به مازاد جنایت، دیه گرفته می شود. لکن میزان در عمق جنایت، صدق عنوان جنایت وارده است.

ماده ۳۹۵ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر عضو مورد جنایت، سالم یا کامل باشد و عضو مرتکب، ناسالم یا نقص باشد، مجنی علیه می تواند قصاص کند یا با رضایت مرتکب، دیه بگیرد.

ماده ۳۹۶ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- عضو قوی و صحیح، در برابر عضو ضعیف و معیوب غیر فلج، قصاص می شود. (فلذا هرگونه ضعف و یا رعشه موجود در عضو، تا زمانی که صدق عنوان «فلج» بر آن نشود، موجب نمی گردد که آن عضو را «ناسالم» بدانیم).

ماده ۳۹۷ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)-عضو کامل، در برابر عضو ناقص، قصاص نمی شود؛لکن عضو ناقص، در برابر عضو کامل قصاص می شود که در این صورت، مرتکب باید مابه التفاوت دیه را بپردازد.

ماده ۳۹۸ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)-اگر عضو مورد جنایت و عضو مورد قصاص، هردو ناقص یا ناسالم باشند، فقط در صورتی که نقصان و عدم سلامت در عضو مورد قصاص، مساوی یا بیشتر از عضو مورد جنایت باشد، حق قصاص ثابت است.

ماده ۳۹۹ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر عضو مورد جنایت، زاید باشد( در صورتی که جانی، عضو زاید مشابه داشته باشد، بالطبع همان عضو قصاص می شود؛ حال اگر مرتکب، عضو زاید مشابه نداشته باشد، به پرداخت ارش محکوم می شود.

ماده ۴۰۰ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر رعایت تساوی در طول و عرض و عمق جنایت، ممکن نباشد و قصاص به مقدار کمتر ممکن باشد، مجنی علیه می تواند به قصاص کمتر، اکتفاء کند و ما به التفاوت را ارش مطالبه نماید و یا با رضایت جانی، دیه جنایت را بگیرد.

ماده ۴۰۱ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- در جنایت مأمویه، دامغه، جائفه، هاشمه، مُنقّله، شکستگی استخوان و صدماتی که موجب تغییر رنگ پوست یاورم بدن می شود(مثل ضرب ساده)، قصاص ساقط است و مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» نیز محکوم می شود. حکم مذکور در هر مورد دیگری که خطر تجاوز در قصاص عضو یا منافع وجود داشته باشد نیز جاری است.

ماده ۴۰۲ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر شخصی یک چشم کسی را در آورد یا کور کند، قصاص می شود، گرچه مرتکب بیش از یک چشم نداشته باشد و دیه ای به وی پرداخت نمی شود. این حکم در مورد همه اعضای بدن جاری است.

ماده ۴۰۳ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر شخصی که دارای دو چشم است، چشم کسی را که فقط یک چشم دارد، در آورد یا آن را کور کند، مجنی علیه می تواند یک چشم مرتکب را قصاص کند و نصف دیه کامل را هم دریافت دارد یا از قصاص یک چشم مرتکب منصرف شود و دیه کامل بگیرد؛ مگر اینکه مجنی علیه یک چشم خود را قبلاً در اثر قصاص یا جنایتی که استحقاق دیه آن را داشته است، از دست داده باشد، که در این صورت (حق مذکور را نداشته و فقط) می تواند یک چشم مرتکب را قصاص کند و یا با رضایت مرتکب، نصف دیه کامل را دریافت نماید.

ماده ۴۰۴ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر شخصی بدون آسیب رساندن به حدقه چشم دیگری، بینایی آنرا از بین ببرد، فقط بینایی چشم مرتکب، قصاص می شود. چنانچه بدون آسیب به حدقه چشم مرتکب، قصاص ممکن نباشد، تبدیل به دیه می شود و مرتکب به پرداخت دیه و تعزیر مقرر در قانون محکوم می شود.

ماده ۴۰۵ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- چشم سالم، در برابر چشم هایی که از لحاظ دید و یا شکل، متعارف نیستند، قصاص می شود.

ماده ۴۰۶ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- پلک دارای مژه، در برابر پلک بدون مژه، قطع نمی شود لکن پلک چشم بینا در برابر پلک چشم نابینا قصاص می شود.

ماده ۴۰۷(ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- قطع لاله گوش که موجب زوال شنوایی یا قطع بینی که موجب زوال بویایی شود، هر دو جنایت محسوب می شود.

ماده ۴۰۸ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- قطع بینی یا گوش، موجب قصاص است؛ گرچه حسب مورد حس بویایی و شنوایی نداشته باشند.

ماده ۴۰۹ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- قطع زبان یا لب، موجب قصاص است و باید مقدار و محل آنها رعایت شود.

ماده ۴۱۰ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر شخص گویا، زبان کسی را که لال است قطع کند، قصاص ساقط است. دیه گرفته می شود؛ لکن زبان کسی که لال است، در برابر زبان لال دیگری و زبان گویا قصاص می شود و زبان دارای حس چشایی در برابر زبان بدون حس چشایی، قصاص می شود.

ماده ۴۱۱ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- زبان گویا در برابر زبان کودکی که هنوز به حد سخن گفتن نرسیده است، قصاص می شود مگر آنکه لال بودن کودک ثابت شود.

ماده ۴۱۲(ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر کسی دندان دیگری را بشکند یا بکند، به قصاص محکوم می شود و در قصاص آن، رعایت تساوی در محل دندان، لازم است.

ماده۴۱۳ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر دندان کسی توسط دیگری کنده شود، چنانچه تا زمان قصاص، دندان سالمی به جای آن بروید، مرتکب قصاص نمی شود و به تعزیر مقرر در کتاب پنجم«تعزیرات» و ارش جراحت و مدتی که مجنی علیه بدون دندان بوده است محکوم می شود. اگر دندان جدید معیوب باشد، مرتکب افزون بر محکومیت های مذکور، به پرداخت ارش عیب نیز محکوم می شود.

ماده ۴۱۴ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر دندان مرتکب، شیری و دندان مجنی علیه غیر شیری باشد، مجنی علیه بین قصاص دندان شیری و تأخیر قصاص تا رویش دندان غیر شیری در مرتکب، مختار است.

ماده ۴۱۵ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر دندان مجنی علیه پس از اجرای قصاص یا گرفتن دیه بروید، چیزی بر عهده مجنی علیه نیست و اگر گرفتن دیه به جهت عدم امکان قصاص بوده باشد نیز دیه بازگردانده نمی شود.

ماده ۴۱۶ (ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲)- اگر دندان مرتکب، پس از اجرای قصاص بروید، مجنی علیه حق قصاص دوباره آن را ندارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*