حقوق کیفری کسب وکار
تکنیک های جرم زدایی در حقوق کسب و کار
بهمن ۷, ۱۳۹۶
فنون وکالت
بار دلیل در دعاوی کیفری
بهمن ۹, ۱۳۹۶
نمایش همه

دو مفهوم متمایز از بار دلیل در دعاوی مدنی

فنون وکالت

فنون وکالت

الف) دو مفهوم متمایز از بار دلیل۱)«بار دلیل اثبات» ۲)«بار دلیل نفی» تاثیر متقابل آنها بر یکدیگر و اصطلاحات مربوط

برای درک کامل این بحث، توجه دقیق به سه جفت اصطلاح حقوقی درباره دلیل ضروری است. این اصطلاحات در این فصل شرح داده می شود و در مباحث مختلف این کتاب به مناسبت از آنها یاد می گردد.

جفت اول دو معنای عبارت «بار دلیل» است. این دو معنا یکی «بار دلیل اثبات» است؛ و دیگری «بار دلیل نفی» یا معارض می باشد.

«بار دلیل اثبات»، در نقطه مقابل «بار دلیل نفی» قرار دارد. مقصود از «بار دلیل اثبات» دلایلی است با کم و کیف لازم برای اثبات ادعا.

«بار دلیل منفی» از طرف دیگر، بنا به افاده معنای آن، بار رد ادعا است، نه بار اثبات. تحمل این بار، همان طور که نشان داده خواهد شد، بر خلاف بار دلیل اثبات، الزاماً به ارائه مدارک نیاز ندارد. ممکن است خاطر نشان ساختن ناکافی بودن ادله اثباتی مدعی کفایت کند.

دومین جفت از سه جفت اصطلاحات حقوقی مذکور «دفاع اثباتی» در مقابل «دفاع انکاری» است. دفاع اثباتی به موردی گفته می شود که خوانده فی المثل ضمن اقرار به دریافت وام مورد ادعا مدعی بازپرداخت آن شود.اصطلاح دیگر یعنی «دفاع انکاری» به موردی اطلاق می شود که خوانده دریافت وام را انکار نموده در صدد رد ادعا از اساس بر می آید.

سومین و آخرین جفت از اصطلاحات حقوقی مورد نظر دو وصف بار دلیل اثبات یاد شده، یکی برای به جریان افتادن ادعای مدعی در آغاز کار: «ظهور در صحت» دلیل ظاهر evidence(prima facie:و دیگری برای توفیق او در پایان رسیدگی: «غلبه دلیل» (دلیل غالبpreponderance of evidence) لازم است.

ب) خواهان همواره و خوانده در صورت دفاع اثباتی بار دلیل اثبات را برعهده دارد.

واژه «خواهان» و معادل آن در زبان‌های دیگر موجب سرگردانی در قلمرو بار دلیل می شود. این کلمه خود به خود یادآور این قاعده است که «هرکس چیزی را از دادگاه بخواهد باید حقانیت خود را اثبات کند.» از کلمه «هرکس» همچنین به ذهن متبادر می شود که فقط به معنای خواهان است و نه خوانده.

 درست است که خواهان همواره وظیفه اثبات ادعا را بر عهده دارد. اما خوانده نیز باید هنگام توسل به دفاع اثباتی، ادعای خود را ثابت کند. دفاع اثباتی به عکس دفاع انکاری، که تنها در مقام انکار و رد است، باید به اثبات برسد، و آن هنگامی است که برای مثال خوانده دریافت وام را تصدیق می کند، اما مدعی باز پرداخت آن می شود.

به دیگر سخن، خواهان، حسب اقتضاء خواسته ای که از دادگاه دارد و اثباتاً سخن می گوید، مانند اینکه «طلب دارم»، «خوانده مکلف می باشد فلان کار را انجام دهد»، همیشه بار دلیل اثبات را بر عهده دارد.

لیکن خوانده تنها در صورتیکه دفاع اثباتی بکند، عهده دار بار دلیل اثبات است این موقعی است که خوانده به جای اینکه ادعا را اساساً انکار کند و بگوید «من هرگز به خواهان بدهی نداشته ام «یا» هیچ گاه چنان تکلیفی بر عهده من نبوده است، بگوید «بدهی ام را پرداختم» یا «فلان تکلیف را انجام دادم».

در زبان فارسی طرفی که عهده دار وظیفه اثبات است، اعم از خواهان (plaintiff‘ʹ یاʹʹclaimant) یا خوانده (ʹrespondentʹ یاʹdefendantʹ) ، «مدعی» نامیده می شود. واژه «مدعی» در جمله «البنَیهُ علی المُدَّعی»، هموار به «خواهان»، و گاه حسب مورد «خوانده» اطلاق می گردد.

در مقابل واژه «مدعی»، کلمه «مدعی علیه»، طرفی که ادعا علیه او طرح شده است، وجود دارد. این اصطلاح نیز، حسب مورد به خواهان یا خوانده. گفته می شود. از این رو، قواعد ناظر بر بار دلیل به گونه ای انشاء می شود که عندالاقتضا قابل اطلاق به هر دو، خواهان و خوانده، باشد.

برای نمونه ماده ۱۵۰ آیین دادرسی مدنی هلند مقرر می دارد: طرفی که [چه خواهان باشد، چه خوانده] به آثار قانونی واقعیات یا حقوق مورد ادعا استناد می کند، عهده دار اثبات آن واقعیات و حقوق می باشد…».

مثال دیگر ماده (۱) ۲۴ قواعد آنیسترال (UNCITRL) (قواعد داوری تدوین شده توسط کمیسیون تجارت بین الملل سازمان ملل متحد) است. این ماده مقرر می دارد «هرطرف دعوا [اعم از خواهان یا خوانده] مسئول اثبات واقعیاتی است که در تایید ادعا یا دفاع به آنها استناد جسته است.»

ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی ایران با تفکیک بین خواهان با عبارت «هر کس مدعی حقی باشد» و خوانده با عنوان «مدعی علیه» مقرر می دارد «هر کس مدعی حقی باد باید آن را اثبات کند و مدعی علیه هر گاه در مقام دفاع مدعی امری شود که محتاج دلیل باشد اثبات امر بر عهده اوست.»

در فرهنگ حقوقی روم باستان بر جنبه اثباتی و انکاری مدعا برای تشخیص طرفی که باید بار دلیل اثبات را بر دوش بکشد تصریح شده است. در زبان لاتین آمده است که: «فرد عهده دار بار دلیل آنکس است که اثباتاً، و نه نفیاً سخن می گوید.

ج) خوانده و خواهان عهده دار «بار دلیل نفی» نسبت به «دفاع انکاری» خود می باشند.

۱) بار دلیل نفی خوانده

در مثالی که قبلا ذکر شد، اگر خوانده منکر دریافت وام شود، مکلف است »بار دلیل نفی» را تحمل کند. بدین معنا که او باید دلایلی را که خواهان در اثبات ادعا اقامه کرده بی اعتبار سازد.

برای این منظور گاه کافی است که خوانده ادعا را انکار کند و به خاطر نشان ساختن تعارض و تناقض های موجود در نفس دعوا و مستندات آن اکتفا کند. او می تواند بدینوسیله نشان دهد که ادعا به طور آشکار، بدون اینکه نیاز به ارائه مدرک باشد، بی اساس است.

اما چنانچه دعوا در ظاهر با اشکالی مواجه نباشد و آشکارا بی پایه به نظر نرسد، خوانده باید ادله معارض چون اسناد، شهادتنامه، نظر کارشناسی و امثالهم به دادگاه ارائه نماید.

۲) بار دلیل نفی خواهان

بر همین منوال چنانچه خواهان با »دفاع اثباتی» خوانده مواجه شود باید از عهده بار دلیل نفی برآید. در مثال قبلی، هنگامی که خوانده مدعی پس دادن وام مورد ادعا می شود، خواهان مُکلُّف است با این ادعا مقابله کند.

خواهان حسب مورد، چنان که درباره خوانده گفته آمده، گاه می تواند بدین مقصود به نشانه های بارز بی اساس بودن ادعای خوانده در مدافعات او بسنده کند. لیکن چنانچه ادعای باز پرداخت حسب ظاهر متقاعد کننده باشد، خواهان مُکلف به اقامه ادله معارض است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*